وَ کســی مـرآ دفــن نمیکــند
چقــدر این روزهـآ تکـــرآری شــده اند
انگــآر همه اشآن دوشنبــه اند
کــآش دوباره بخــوآبم و فراموش کنــم که بیــدآر شـوم
خستــه آم از خمیآزه های کشــدآر اولِ صبح
پنهآن شده ام پشت لبخنـــدی که درد میکند
دوست دآرم دوشنبــه هآ رآ بردآرم و دور بریزم
خودم رآ هـــم...همراهــش
راستــی دیشب خدآ رآ در خوآب دیـــدم گوشه ای خزیــده بود و میگــریست
چقدر پیـــر شده بود
دردودلش کردم
گفتمش ما انچه را که باید از دست بدهیم...داده ایم تمامش میکنی؟
گفتمش قیامتت را به پا کن تو اگر خسته نشدی ما عجیب خسته ایم
به گمانم نمیشنید فقط نگاهم کرد
سکوت
درست همانند همان شبی که در رعدوبرق نگاه من اسمان ساکت بود
امشب خدا ساکت است اسمان اما...
من اما..
هی فلانی اگر بازگشت و سراغم را گرفت
بگویید رفته
اما عطرش را جای گذاشتـــه
بگویید بیاید و دفنم کند
من ایستاده مُرده ام
+آمدنت مبارکم ...رفتنت اما بی صدا بود ..نکند کفش هایت را در آورده بودی ...
+امشب با نفس هایم...به یادت رقص آتشی به پا میکنم...به یاد رفتنت لعنتی...
+کاش میشد خودمو یک نفس سر بِکِشم و تمــآم...
+تمــآم
اینـجآ زنـ ـی بـ ـی صــدآ مـ ـرده...ما را در سایت اینـجآ زنـ ـی بـ ـی صــدآ مـ ـرده دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 109